هیچ – Nothing
بدون «چشم» زیباترین تصاویر «هیچ» هستند؛ مثل نسبت عشق آسمانی به عشق زمینی.
بدون «چشم» زیباترین تصاویر «هیچ» هستند؛ مثل نسبت عشق آسمانی به عشق زمینی.
آدم ها دروغگو یا دزد یا کلاهبردار و یا ترکیبی از اینها شدند؛ شما چطور؟!
با مرور خاطرات دیروز افسوس می خوریم؛ غافل از اینکه امروز خاطره ی فردای ماست.
امیدوارم مبارک باشه!
۱۳۸۹ واپسین نفسهاشو میکشه. لحظات خاصیه اما برای من زیاد خاص نیست. افکار نا آرام و خستگی رو پیشاپیش عیدی گرفتم و انگار جمعهای زودگذر در پیشه و پس از اون شنبه و روز از نو و روزی از نو. احساسم اینه که سال ۹۰ خیلی خیلی بهتر از ۸۹ خواهد بود و به قشنگیها امیدوارم.
میگن بگین «سال نو» نگین «عید»؛ چون عید عربیه. خوشبختانه کلاً آدمی نیستم که روی چیزی که به من ربطی نداره تعصب داشته باشم، نه به هخامنشیان و نه به زبان عربی؛ بنابراین «مفهوم» مهمه و نه طرز بیان. پس عید سال نوتون مبارک!
امیدوارم که همهمون آرامش رو در هر صورت داشته باشیم؛ چه تو این سال و چه تو سالهای دیگه، چه با درد و بیماری و چه با غم و اندوه. آرامش با ارزشترین موهبت الله هست و چه خوب که این هدیه به عنوان عیدی باشه. به عنوان عیدی تو روزهایی که عیده.
هر چه قدر زمان بیشتری برای خلق یک اثر هنری صرف بشه، ماندگارتر خواهد بود.
گناه نوعی تقلب تو امتحان الهی و دهن کجی به خداست.
توی رابطه با خدا دچار شکست عشقی شدم!
«مرگ» پایانِ زندگی نیست؛ پلیس راهِ زندگیه.
جواب مثبت و عادلانه به سوال «آیا من آدم خوبی هستم؟» میتونه «چرایی» مشکل فعلی باشه.
بی تو به ملاقاتِ
دل خاطرهها رفتم
از تو به ازل گاهِ
غمراز هوا گفتم
گفتم که چرا قلبم
یخبسته و تبناکه
هم قسمتِ خاکستر
گلدستهی بی خاکه
هر شب غزلی افتاد
گفتم به سحر دیره
از دستِ نگاهِ تو
دل، حادثه میگیره
[نمایش ادامه مطلب ... Read more]
فحاش عزیز؛ لطفاً کمی مؤدبانهتر فحش بده!
از مرگ میترسیم؛ اما از خالق مرگ نه!
دنیا قطار وحشتیه که بزرگترها زیاد اونو جدی نمیگیرن، اما کوچولوها رو به گریه میاندازه.
عینکی میشویم؛ برای اول بار و آخر بار!
در اینکه فلانی آدم عوضیه با تو تفاهم دارم؛ و در مورد عوضی بودن تو، با دیگران! احتمالاً فلانی و تو و دیگران هم در مورد عوضی بودنِ من تفاهم دارین!
هنر ما دروغگویی، تنبلی و ظاهر سازیه. شاید واسه همینه که میگن هنر نزد ایرانیان است و بس!
به «خوب» و «بد» اعتقادی ندارم؛ اما به «خوب» و «خوبتر» چرا.
احساس شخص سخنور در واژگان به طور خارقالعادهای تزریق میشه و در زمان خواندن یا شنیدن اثر میکنه.
سکوتِ من از رضایت نیست؛ شک نکن که جواب ابلهان خاموشیست!
عزیزم، تو خیلی شبیهِ فرشتهها هستی، مخصوصاً فرشتهی مرگ!
بیش از هزاران مرتبه یادم رفته که «من از خدا طلبکار نیستم»
این پسره پشت دره
اون یکی پشت پنجره
با چشمک و یه دسته گل
می خواد بگه دوسِت داره
میس کالِ تو نگاه نکن
اینجوری خیلی بهتره
دونه به دونه بشماری
تا خودِ شب وقت می گیره
محل نمی دی بهشون
میگی که گم شن همشون
میگی همه مزاحم و
از یه قماشن ولشون
[نمایش ادامه مطلب ... Read more]
اینکه تصور کنی کاملاً منطقی هستی، اصلاً منطقی نیست!
«مقصد» یک اتفاق و «مسیرِ سفر» ۹۹۹ اتفاقه.
«دنیا» جایی بینِ بهشت و جهنمه.
وقتی املاء کلمات «غُلُمبه ثلُمبه» رو نمیدونی مجبور نیستی واسه نمایش لفظ قلمت از اونها استفاده کنی!
دیکتاتوری با قدرت عجین شده و سوا کردن اون کارِ هر کسی نیست.
امید، انتظارِ زیرِ صد درصد؛ و انتظار، امیدِ صد در صده.
با کوچک کردن دیگران بزرگ نمیشی؛ کوچکتر میشی.